السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

31

تفسير الميزان ( فارسي )

بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : در تاويل هر آيه اگر اختلاف كرديد ، و آيه برايتان مشتبه شد ، در بيان آن به آيات محكم كتاب خدا و به ظاهر كلمات رسول خدا ( ص ) مراجعه كنيد . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : معنايش اين است كه در هر مساله از مسائل علوم ، اگر اختلافى برايتان پيش آمد كه هيچ ارتباطى با وظائف و تكاليف شما نداشت ، و راهى هم براى به دست آوردن حق مطلب نداشتيد ، بگوييد « خدا داناتر است » مثلا وقتى در مساله روح ( جان ) پرسيده بودند كه روح چيست ، همين دستور به رسول خدا ( ص ) داده شد : « وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » « 3 » و آيه مورد بحث به اعتراف همه صاحبان اقوالى كه گذشت كلام رسول خدا ( ص ) است ، حال يا قرآن آن را از آن جناب حكايت كرده ، و يا كلمه « قل » در ابتداى آن در تقدير است ، و تقديرش : « قل و ما اختلفتم . . . » است . و خواننده عزيز اگر در سياق آيات مورد بحث دقت كند ، و سپس به مطالب ما برگردد و در آن نظر كند هيچ شكى برايش نمىماند كه اقوال مذكور همه از درجه اعتبار ساقط است . * ( « ذلِكُمُ اللَّه رَبِّي عَلَيْه تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْه أُنِيبُ » ) * اين جمله حكايت كلام رسول خدا ( ص ) است كه مىفرمايد : اين است اللَّه كه پروردگار من است ، من بر او توكل مىكنم ، و به سويش برمىگردم . و كلمه « ذلكم » اشاره است به همان حجتهايى كه در اين دو آيه بر اين معنا اقامه شد كه بر خلق واجب است تنها خدا را ولى خود بدانند ، و لازمه ولايت خدا ربوبيت او نيز هست . بعد از آنكه اين حجتها اقامه شد ، رسول گرامى خود را دستور مىدهد كه در ميان مردم اعلام كند : « من خودم تنها خداى را ولى خود مىدانم ، و به ربوبيت او - يعنى مالكيت تدبيرى براى او - اعتراف مىكنم » . آن گاه دنبالش به آثار آن تصريح كرده ، مىفرمايد : * ( « عَلَيْه تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْه أُنِيبُ » ) * . آرى اثر يكتاپرستى و ولى نگرفتن غير خدا ، يكى اين است كه بر او توكل كنند ، و اثر ديگرش اين است كه همواره به او رجوع مىكنند ، چون گفتيم منظور از اين ولايت ولايت ربوبيت است ، و اين ولايت به دو نظام مربوط مىشود ، يكى به نظام تكوين به اينكه امور

--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 16 . ( 3 ) از تو در باره روح مىپرسند ، بگو روح از امر پروردگار من است . سوره اسرى ، آيه 85 .